چه دختران ساکتی
مثل همیشه، سوار اتوبوس مدرسه میشوی، اما این بار مقصدت خانه نیست؛ چالهای است در دل بیابان، جایی که به اجبار و با پای خودت وارد آن میشوی. حالا، در زیرِ زمین تنها چیزی که برایت باقی مانده امید است. این رمان که بر اساس ماجرایی واقعی نوشته شده، روایت تلاش برای بقا در وحشتناکترین شرایط ممکن است. دو آدمربا اتوبوس را برای باجگیری میدزدند. اما در سیاهچال، اکسیژن در حال تمامشدن است و جان همه به خطر میافتد. چیزی که این کتاب را نفسگیر میکند، روایت آن از دیدگاه های متفاوت است: مادری که از نگرانی فرزندانش در آستانة فروپاشی است؛ دختربچهای که مسئولیت خواهر کوچکترش را به دوش میکشد؛ و حتی خود آدمرباها. اگر دنبال کتابی میگردی که با خواندن صفحة اول نتوانی آن را زمین بگذاری، کتابِ درستی را برداشتهای.
- مشخصات محصول
- نظرات








هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر